محمدصادق نجمى
166
حمزة سيد الشهدا ( ع ) ( فارسى )
ولذا دربارهء حضرت حمزه ، هيچ فضيلتى ونكتهء مثبتى ذكر نكردند واز نقش آن بزرگوار در پيشرفت اسلام ودرهم كوبيدن كفر ، مطلبي نگفتند وننوشتند ؛ زيرا بيان اين حوادث وفضايل ، سرانجام به ضرر آنان وموجب نفرت وانزجار از پدران واجدادشان مىشد كه پرچم شرك وبت پرستى را بدوش مىكشيدند . بنابراين ، نه تنها ابعاد شخصيت أو را بهفراموشى سپردند واز وى ذكرى به ميان نياوردند ، بلكه أو را از صف أقوام وعشيرهء پيامبر خدا واز رديف صحابه وياران آن حضرت هم كنار گذاشتند كه گويا شخصيتى بهنام حمزه وجود نداشته واين ديد وحركت با مرور زمان گسترش يافت وبه نسلهاى آينده منتقل گرديد ؛ بهطورى كه ما امروز وپس از گذشت قرنها شاهد آن هستيم . اين پديدهء شوم را مىتوان در منابع حديثىِ دست أول ومورد اعتمادِ اهلسنت بهوضوح مشاهده كرد ؛ زيرا در اين كتابها معمولًا بخش مستقلى بنام « كتاب الفضائل » عنوان وبه هر يك از أقوام وعشيرهء پيامبر خدا وهمچنين دربارهء هر يك از أصحاب وياران مشهور آن حضرت باب مستقلى اختصاص يافته است . براي نمونه ، در باب فضايل أقوام پيامبر ، فضايل عباسبن عبدالمطّلب ، جعفر بن ابىطالب ، عبداللَّه بن جعفر وفضائل زبير پسر عمهء پيامبر خدا و . . . نقل شده است . ودربخشفضايلاصحاب پيامبر صلى الله عليه وآله گذشته از خلفا ، از